![]() |
![]() |
|
| فوکوس های عجیب غریب یه تازه کار |
|
آخر هفته گذشته رفتم کرمانشاه و در راه برگشت که در ماشین نشسته بودم از مناظر عکاسی کردم، از اون غمهای خوشمزه و دلنشین رو دلم افتاده بود، حالا که عکسها رو می بینم حس می کنم از عکسها هم این غم دلنشین و ناشناس متبادر می شه.
پنجره ای به روی قلبم باز است، این پنجرهء نفس بخشٍ شبهای آرزومندی است، یک نشانه کیماگری است و این منم با دستانی مردد و بوی عود و سنگ نمکٍ حیات بخشٍ این اتاق نیمه روشن و پنجره نا پیدای تا افقهای تحسین برانگیز، فراخ؛ بگذارید باز بماند بگذارید باز بماند می خواهم در قاب این پنجره برقصم. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه یازدهم دی 1386ساعت 8:31 قبل از ظهر توسط هومن |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
قدم زدن تو یه جلگه سبز و عکاسی با یه لنز واید8/2 رو خیلی وقتها تو خوابهام می بینم
|
| پیوندهای روزانه |
|
تحفه درویش آقای عکاس اندیشه نو دست پخت ژورنالیست ایرانی سیاه مشق گلابتون زرین قلم هیجده سال یک رنگی! استاد همیشگیه آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
عکاسی ادبیات خودمونی |
|
RSS
|