تبليغاتX
اف 8/2
فوکوس های عجیب غریب یه تازه کار
 

می شنوم

می شنوم

در این زمستان،

تنها عریانی باغها نجیب نیست،

که صدای تو

مانند عریانیٍ پاکٍ یک محراب

مرا در خود فرو کشانده و می نوازد.

<هومن>

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386ساعت 7:36 بعد از ظهر  توسط هومن | 

این روزا، روزای سرد و افسرده ای شده، از زور افسردگی ای که نمی دونم که چه نیرویی ممکنه از دلم بیرونش کنه شبها چیزی حدود ۱۲ساعت می خوابم؛

چند و چون و چرایش بماند  اما کاش وسط این بالرینها بودم، می رقصیدم و تموم انرژیه خدا پرستانه ام رو بیرون میریختم. خبری هم از عدم پوشش مناسب،  مختلط بودن مرد با زن، مناسبتهای مذهبیه عزا و اتهامات زندقه بودن و بی دین بودن هم نبود؛  مخلص امام حسین هم هستم.  (متاسفانه اسم عکاسٍ این عکس رو نتونستم بفهمم)

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم دی 1386ساعت 10:32 قبل از ظهر  توسط هومن |